موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
116
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
صبح روز بعد كاغذى از طهران بسفيركبير رسيد ، ميرزا شفيع صدراعظم نوشته بود كه نظر بگرماى فوقالعادهء طهران موكب اعليحضرت همايونى بسلطانيه نزول اجلال فرموده همانجا مراسم تشرف سفارت كبرى به عمل خواهد آمد مدتى را كه مجبور بوديم در انتظار بگذرانيم شاهزادهء عباس ميرزا پيشنهاد فرمودند چنان كه هواى تبريز مزاحم است به منزل ييلاقى ايشان كه در اوجان است برويم ، ما نيز انتظار چنين پيشنهادى را داشتيم كه از قيود فعلى رسته آزاد باشيم ضمنا قرار شد در ظرف دو روز نقل مكان كنيم . شاهزادهء عباس ميرزا تقاضا فرمودند كه در اين مدت توقف موزيكانچىها و چركزهاى خود را نزد ايشان بفرستيم كه بمحارم خود نمايشى داده باشند . در اين بين حادثهاى هم روى داد كه ذيلا شرح مىدهم . يكى از چركزهاى ما كه مانند ساير رفقايش پيرو دين اسلام بود سخت مريض شد ، دكتر مولر نهايت مواظبت و مراقبت را دربارهء مشاراليه معمول داشت . چون موافق دلخواهش سريعا معالجه نشد نخواست ديگر بدستور او رفتار كند و طبيب ايرانى خواست ، ضمنا بايد دانست كه اصول طبابت ايرانى تجويز سردى در مقابل گرمى و گرمى در مقابل سردى است . طبيب تبريز هم قيافهء جدى به خود گرفته وارد شد همين كه فهميد مريض مبتلا به تب شديدى است مقدار زيادى خنكى براى او تجويز نمود . مريض بدبخت هم سه روز ازين ادويه را خورد و مرد . « 1 » اما تفريح عباس ميرزا اين بود كه موزيكچىهاى ماهر چه خواست براى او زدند و آلات موسيقى آنانرا امتحان كرد و در موضوع استعمال هريك توضيحات خواست و متعجب بود كه چگونه اين اصوات مخالف جمعا بانگ دلكشى ايجاد مىكند ، ضمنا اظهار داشت كه براى قشون يكدسته موزيك به اين شكل ترتيب خواهد داد ، بعدا موزيكچىها را بانعام شايانى مفتخر فرموده روانه داشت . اما در خصوصى چركزها كه مهارتشان در تيركمانبازى بود ، حضرت وليعهد
--> ( 1 ) از كجا معالجات بدوى دكتر مولر سبب مرگ مريض نشده باشد . م . ه .